حکایت من،حکایت کسی بود،که عاشق دریا بود،اما قایق نداشت! دلباخته سفر بود، اماراها بسته بود. حکایت کسی بود که زجر کشید،اما ضجه نزد! زخم داشت اما ننالید! گریه کرد، اما کسی اشکهایشرا ندید! حکایت من،حکایت کسی بود که پراز فریاد بود،اما سکوت کرد
+نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۰ساعت23:11توسط Ali | |
About
این وبلاگُ فقط وفقط به عشق یه عزیز می نویسم که تقریبا در همۀ وبلاگ اسم قشنگش هست این عکس عزیز دلم علی عزیزم